بدون دیدگاه

تاثير قضاوت ديگران بر نوع زندگي ما

شايد شما از آن دسته از انسان‌هايي باشيد که قضاوت ديگران نقش تعيين کننده‌اي در زندگي‌تان نداشته باشد. اما شايد ندانيد بسياري از افراد هستند که نگاه و قضاوت ديگران آنقدر در زندگي‌شان نقش دارد که گويي براي ديگران زندگي مي‌کنند. سوالي که پيش مي‌آيد اين است چقدر بايد به نگاه و قضاوت ديگران اهميت داد. آيا بي‌توجهي کامل نيز امکان‌پذير است؟ آيا درست به نظر مي‌رسد؟ اطراف ما را افراد مختلفي گرفته‌اند و اين طبيعي است که ما به آن چه ديگران راجع به ما فکر مي‌کنند اهميت بدهيم، اما زيادي نگران آن چه آنها فکر مي‌کنند بودن باعث مي‌شود راه‌مان را دگرگون انتخاب کنيم و از اهداف حقيقي‌مان عقب بيفتيم و زندگي‌اي بسازيم صرفا براي راضي نگه داشتن ديگران. با اين وجود اگر خيلي بي توجهي کنيد و نظر اطرافيان‌تان را به کلي ناديده بگيريد باعث مي‌شود اشتباه‌هايتان را هم ناديده بگيريد، روابط‌تان شکر‌آب شده و به ضرر شخص شما تمام مي‌شود.
به خاطر آن چه ديگران راجع به شما فکر مي‌کنند نگران يا ناراحت نباشيد. سعي کنيد احساسات‌تان را وارد اين قضيه نکنيد. سعي هم نکنيد که فکر ديگران را بخوانيد که طرف مقابل چگونه فکر مي‌کند؟ آيا راجع به من فکر مي‌کند؟ شما بيشتر از هر کس ديگري خودتان را زير ذره‌بين مي‌گذاريد. خيلي اوقات ديگران خيلي کمتر از آنچه فکر مي‌کنيد راجع به شما فکر مي‌کنند. آنها هم مثل شما درگير فکر کردن به خودشان هستند و وقت براي ديگران ندارند.
در نظر داشته باشيد مورد قضاوت چه کسي قرار گرفته‌ايد؟ آيا نظر آن فرد براي شما اهميتي دارد؟ آيا حرف آن فرد نزد شما اعتباري دارد؟ اظهار نظر افراد بي اطلاع راجع به خودتان را نشنيده بگيريد. نظر آنها هرگز تاثيري روي شما نخواهد داشت. يک مثال بارز در اين رابطه موقعي است که مثلا افرادي که اضافه وزن دارند تصميم مي‌گيرند لاغر شوند و مي‌خواهند به باشگاه و کلاس‌هاي ورزش بروند اما خجالت مي‌کشند و با خود فکر مي‌کنند «ديگران راجع به من چه فکر خواهند کرد؟» از خودتان بپرسيد «آيا نظر آنها تاثيري روي من خواهد داشت؟»، آيا نظر آنها مهم است؟ مطمئن باشيد، خودشان شما را تحسين خواهند کرد که با پشتکار براي رسيدن به هدفي تلاش مي‌کنيد که به نفع‌تان است و به اعتماد به نفس شما حسودي خواهند کرد. تصور کنيد کسي که مريض نيست وارد مطب دکتر شود و به بيماران حاضر در آنجا فخر فروشي کند. احمقانه نيست؟پس قضاوت ديگران را دور بريزيد و همين امروز آن کاري که به نفع‌تان است را انجام دهيد.
اگر ديگران داشته‌هاي شما را بي ارزش مي‌دانند اصلا به آنها اهميت ندهيد. ممکن است شما دوست داشته باشيد کتاب و مقاله‌هايي راجع به موفقيت و زندگي بخوانيد اما نگرانيد که ممکن است دوستان‌تان به شما بخندند. شايد بخواهيد وقتي معلم‌تان شما را به حال خودتان گذاشته درس بخوانيد يا وقتي رئيس‌تان نيست بيشتر کار کنيد. ماجرا هر چه که هست به اهداف و ارزش‌هاي خودتان پايبند باشيد، خيلي از افراد (حتي اگر به زبان نياورند) وقتي ببينند شما چطور براي رسيدن به اهداف‌تان تلاش مي‌کنيد در ذ‌هن‌شان شما را تحسين مي‌کنند.
حتي اگر بخواهيد هم نمي توانيد همه را راضي نگه داريد، پس هرگز در اين امر تلاش نکنيد. ياد بگيريد به آنچه بر خلاف اهداف‌تان است «نه» بگوييد. شهامت داشته باشيد که گاهي خلاف آن چه اکثريت فکر مي‌کنند بگوييد و اظهار نظر کنيد، اگر واقعا بر عقيده‌تان ثابت قدميد. البته طبيعي است که در زندگي هر کس افرادي هستند که دوست داريد آنها را راضي و خوشحال نگه داريد، همسرتان، فرزندان‌تان، مادر و پدرتان. اگر واقعا خودتان باشيد افرادي را دور خود خواهيد داشت که شما را به خاطر خودتان مي‌خواهند. پس هيچ‌گاه نقش بازي نکنيد تا همه را راضي نگه داريد.

مورد اعتماد ديگران باشيد
انسان، همواره در تعامل با ديگران زندگي مي‌کند و خواه ناخواه نمي تواند خود را جدا از ديگران فرض کند. اين ديگران مي توانند افراد خانواده، فاميل، دوستان، اجتماع و… باشند. در اين دنياي شلوغ و پرهياهو، کسي زندگي بهتر و آرامش خيال بيشتري خواهد داشت که در برقراري ارتباط با ديگران موفق‌تر عمل کند. يک ارتباط درست، ارتباطي است که احساس مثبت در دوطرف ايجاد کند و ما اين احساس را زماني مي‌توانيم در طرف مقابل ايجاد کنيم که او را درک کرده باشيم. به عبارت ديگر، ما براي اينکه هم قضاوت درستي نسبت به ديگران داشته باشيم و هم اعتماد آنها را نسبت به خود جلب کنيم، بايد قبل از اينکه مدام به فکر پاسخگويي باشيم سعي کنيم شنونده خوبي باشيم و قبل از اينکه توقّع درک شدن از سوي آنها را داشته باشيم، درک کردن را بياموزيم و نشان دهيم که نيت ما فهميدن طرف مقابل است. اين موضوع، شخص را از لاک دفاعي خارج کرده، يک احساس همدلي و اعتماد ايجاد مي‌کند. بايد کمي صبر و بردباري به خرج دهيم و از پيش داوري و قضاوت عجولانه درباره اشخاص بپرهيزيم. انديشه ما خود را در عمل ما نشان خواهد داد، پس اگر مثبت بينديشيم، ديگران هم ارزيابي مثبتي از ما خواهند داشت. بهتر است به جاي اينکه خواستار محبوب شدن در نزد ديگران باشيم، سعي کنيم مورد اعتماد آنها باشيم؛ چون محبوبيت بدون ايجاد حس اعتماد، مي تواند شکننده و زودگذر باشد.
البته اين به معناي همرنگ جماعت شدن نيست؛ چون اين کار شايد به طور موقت و مقطعي کار ما را راه بيندازد، ولي در درازمدت، ضمير ناخودآگاه ما، خود واقعي‌مان را آشکار خواهد کرد و آنجاست که همه چيز به هم خواهد ريخت. ما بايد ارزش‌هايي را که در زندگي به آنها معتقديم، به عنوان اصول ثابتي در نظر بگيريم و زندگي خود را بر پايه آنها بنا کنيم و سعي کنيم هميشه به اين اصول، وفادار بمانيم. اين، باعث مي شود که به دور از غرور و تکبر و در قالب اصول و ارزش‌هاي مورد قبول خود، ديگران را نيز مورد توجه قرار دهيم و قضاوت درستي نسبت به آنها داشته باشيم.

You might also like

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست