بدون دیدگاه

قــــــدر همدیـگر را بدانیم

زندگی ما آدم ها فراز و فرودهای زیادی دارد.گاهی وقت ها از زمین و زمان گله مندیم و تنها خودمان را می بینیم.
غافل از اینکه ما در هر جایگاهی که هستیم و با هر موقعیتی که زندگی می کنیم از تعداد زیادی از آدم ها مرفه تر هستیم و امکانات بیشتری داریم.
باور کنید داشته های الان ما رویای بسیاری از اطرافیانمان است.
پس بیایید این بار دقیق تر به داشته هایمان فکرکنیم و قدر ثروت های زندگیمان را بدانیم.اگر قبول کنیم که همه ی اطرافیان،خانواده،ارتباطات اجتماعی،دوستان،همکاران و … بخشی از دارایی و ثروت ما در زندگی هستند آن وقت در می یابیم که ما بیش از آنچه تصور می کنیم ثروتمندیم.
شاید با خواندن این داستانک بهتر و بیشتر به داشته های زندگیمان ببالیم.
می گویند:
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار
نمی رفت و گله های شوهرش را به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و یک شب همه ی سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن،لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
قدر همدیگر را بدانیم تا بعدها پشیمان نشویم.
تا که بودیم، نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم، همه بیدار شدند
تا که رفتیم، همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن موقع که افتاد و شکست

You might also like
فرهنگ

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست