بدون دیدگاه

همــــــــه درمقابل هــــــــــم مسئولیم

انسان موجود پیچیده ای است. گاهی اگر سال ها با یک انسان در ارتباط باشید هم نمی توانید به اسرار درونش پی ببرید. اما گاهی از یک ارتباط کوتاه کلامی، آنچنان حرف های طرف مقابل به دلتان می نشیند که انگار سال های سال است که از نزدیک با او آشنا هستید.
در کش وقوس های کاری بارها با افراد مختلف از طبقه های گوناگون جامعه هم کلام شده ام. گویی در درون اغلب انسان های این اجتماع، رضایت شغلی کمترین موردی است که به آن برخوردم.
انگار همه کار خود را به اجبار انجام می دهند. حتی یکی از همان کسانی که همکارم شده بود، می گفت: اگر از نظر مالی مشکل نداشتم یک دقیقه این کار را انجام نمی دادم.
این را که شنیدم جا خوردم. کمی با خودتان فکر کنید. تا کنون هیچ گاه با خودتان این جمله را تکرار کرده اید؟ واقعا شما اگر به درآمد کارتان نیاز نداشتید آن را انجام می دادید؟
این سوال آنقدر برای همه ی ما آشناست که بارها به آن فکر کرده ایم ومتاسفانه درصد زیادی از
پاسخ هایمان هم منفی است.
ناگفته پیداست نیازمالی، یکی از اصلی ترین ضروریات انسان برای کار کردن است. اما واقعا چرا هیچ گاه خودمان را همان اندازه که مکلف به پول درآوردن کرده ایم، به عشق ورزیدن واحساس مسئولیت در کار نکرده ایم؟
هیچ اندیشیده اید شاید اکنون که من وشما به آن شغلی که علاقه داریم دست نیافته ایم، ریشه در مسئولیت پذیر نبودن نسل های قبل از ما دارد؟
این درست است که ما با توجه به اجبار و شرایط زندگی ممکن است در راه مورد علاقه مان گام برنداریم اما یقین دارم در هر شرایطی که هستیم اگر عشق وعلاقه به همراه احساس مسئولیت را چاشنی کار روزانه کنیم، کمترین نتیجه ی آن احساس رضایت بیشتر خودمان از کار و زندگی است. بیایید ساده تر حرف بزنیم. در دنیا رستوران های مجلل بسیاری وجود دارد. اما واقعا کدام یک از آنها به خوشمزگی دستپخت مادر ویا همسر خودمان است؟
رمزخوشمزه بودن دستپخت آنها یک چیز است. آنها برای معشوقشان غذا پخت می کنند و چون همراه آشپزی عشق را به غذا تزریق می کنند، لذتی دوچندان می یابد. حال اگر هر کدام از انسان های این جامعه در هویت ومقامی که هستند خودشان را موظف به درست انجام دادن کارشان بدانند، تمام چرخ
دنده های اجتماع روان می چرخند.
بیایید از خودمان شروع کنیم، اگر به آینده ی فرزندانمان علاقه مند هستیم.
هیچ کس غیر از خودمان نمی تواند ضعف ها وکاستی هایمان را برطرف کند.
احساس مسئولیت یعنی بی تفاوت از کنار اتفاقات مختلف عبور نکنیم. آنگاه هر کدام از ما می توانیم بر کار خودمان وکار دیگران نظارت کنیم. نظارتی که سود ونفع آن به خودمان برمی گردد.
قبل از هر کار دیگری چند دقیقه به این متن فکر کنید. اگر بود ونبود شما برای جامعه فرقی نمی کند؟ اگر غم وشادی اطرافیانتان حال شما را دگرگون نمی کند؟ اگر هنوز هم خودتان را نسبت به اتفاقات جامعه مسئول نمی دانید؟ بدانید هرچه سریع ترباید در افکارتان تجدید نظر کنید.
من وشما وتک تک افراد این جامعه در مقابل آینده ی آن مسئولیت داریم. به خودتان ومسئولیت هایتان خوب فکر کنید آنگاه بدون آنکه کار عجیب وغریبی انجام دهید، خواهید دید که راه زندگی تان روشن تر خواهد شد و بالطبع جامعه به آن جایی که می خواهیم، خواهد رسید.
خودتان را دست کم نگیرید وبدانید شما هستید که می توانید کم وکاستی های اکنون جامعه را با تفکر وتدبر از بین ببرید.

You might also like
فرهنگ

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست