بدون دیدگاه

وقتی بی خبر از همه جادنیایت ساکت می شود

همه جا ، این صداست که حرف می زند ولی برای کسی که بدون شنیدن صدا حرفی برای گفتن ندارد ، این حقیقت معنی دیگری پیدا می کند . هلن کلر ، نویسنده و دانشمند نابغه معروف که بر اثر بیماری در کودکی از داشتن هر دو حس شنوایی و بینایی محروم بود ،‌جمله بسیار معروفی در بیان حس واقعی اش از حسرت نداشتن این دو حس ، دارد که از وی در بسیاری از کتب علمی نقل شده است. از وی سوال شده کدام حس را دوست داشتی خدا به تو باز می گرداند ! وی پاسخ داد : حس شنوایی ؛ زیرا سکوت مخفیگاه فریادهاست و تحمل فریاد درون بسیار سهمگین است ،‌به خصوص که جامعه این صدا را نشنود . همه چیز به آن زمانی بر می گردد که به داشته های خود آنگونه که شایسته آن هستند ، اهمیت قایل نمی شویم . خصوصا آنکه این داشته ها از نوع داده های حسی خدادادی باشد که حتی گاها احساس نمی کنیم که وجود دارند . حس های پنجگانه مشمول این قاعده کلی می شوند که در صورتیکه دچار معلولیت و یا فقدان آنها در بدو تولد و به صورت مادرزادی نشده باشیم ،‌ در گذر زمان و با افزایش سن به عواقب زودهنگام و یا دیرهنگام نقصان آن پی خواهیم برد . از آنجایی که از بین این حواس ،‌ حس شنوایی به علت پیچیدگی ساختار و عملکرد ،سهم چشمگیرو بسزایی را هم در دریافت اصوات و هم در برقرای ارتباطی موثر با محیط داراست ، اهمیت چند برابری نسبت به دیگر حواس برای نوع بشر دارد . به همان نسبت در صورت نقص و یا فقدان آن آسیب جدی به فرد وارد خواهد آمد که حتی تصور آن برای دیگر افراد مشکل به نظر می رسد.

در این مجال، سعی بر این است که در راستای بروز کم شنوایی های تدریجی و یا ناگهانی در بزرگسالان و عواقب پنهان و آشکار آن چه برای خود فرد کم شنوا و چه برای اطرافیان وی مطالبی ارایه شود.
به نظر می رسد، فردی که از بدو تولد و یا در سنین آغازین دچار کم شنوایی ماندگار می شود،‌ بهتر شرایط نقص این حس حیاتی را تحمل می کند تا فردی که به ناگاه و یا تدریجی و در بزرگسالی و پس از تجربه شیرین شنیدن، این حس را از دست می دهد. هیچ فردی نمی تواند این تجربه را قبل از اتفاق به واقع حس کند. چرا که علاوه بر نقص شنوایی،‌نقص ارتباط منجر به فقر حسی می شود که می تواند عوارض جبران ناپذیری بر سیستم عصبی مرکزی یا مغز داشته باشد. اهمیت این مطلب در نوزادان تازه متولد به همان میزان است که با توجه به استاندارد جهانی، هر نوزادی می بایست جهت بررسی سلامت سیستم شنوایی پس از تولد مورد ارزیابی کلینیکی دقیق قرار بگیرد تا هر گونه نقص مادرزادی شنوایی در روزهای نخستین شناسایی شود و تبدیل به معلولیت برای کودک نشود .
در بزرگسالانی که هر روزه به کلینیک های شنوایی مراجعه می کنند که به دلیل کهولت دچار نقص سیستم شنوایی شده اند ، توجه به این نکته ضروری است که در وهله اول بتوانیم درک کنیم که این افراد چه رنج و عذابی را از نشنیدن و یا خوب نشنیدن و یا خوب درک نکردن متحمل می شوند. متاسفانه کم شنوایی تنها یک کلمه نیست بلکه برای فرد کم شنوا بار معنایی جسمی و روحی و روانی بسیار وسیعی دارد. کم شنوایی یعنی احساس غم و ناراحتی از خود، خشم و عصبانیت از دیگران، افسردگی، گوشه گیری و جدایی فرد از جامعه و خانواده، بیهودگی و پژمردگی. به دلیل وسعت تبعات این نقص حسی، کم شنوایی در بزرگسالان نیازمند توجه و رسیدگی جدی و به موقع دارد تا از عوارض ناخواسته بعدی جلوگیری نماید.
قصد براین نیست که در اینجا به طرح مباحث علمی و پیچیده پرداخته شود، بلکه هدف شناخت بیشتر معضلی به نام کم شنوایی در بزرگسالان و پی بردن به عوارض آن است که می توان با شناخت به موقع از بروز ناخواسته آنها جلوگیری کرد.
برای شناخت کم شنوایی، می بایست اول بدانیم کم شنوایی به

چه معنی است. کم شنوایی و یا بد شنوایی در اصطلاح به زمانی گفته می شود که فرد بزرگسال نتواند پیام صوتی شنیداری که به او می رسد را بشنود و یا درک کند. یعنی صدای فیزیکی محیط و یا صدای گفتاری افراد را به درستی نتواند بشنود و یا نتواند به درستی درک کند. در هر دو حالت فرد محتاج کمک خواهد بود.
برای تشخیص کم شنوایی در خود و یا اطرافیان باید حتما علایم آن را بدانید و بدانید که چگونه باید آن را شناسایی کرده و راه حلی برایش بیابید. علایم کم شنوایی یا توسط خود فرد ویا اطرافیان نزدیک وی شناخته می شود. در صورتیکه مشکل شنوایی در مورد صداهای محیطی باشد،‌در برخی موارد خطرناک بوده و می تواند برای فرد بزرگسال یا سالمند خطری جانی داشته باشد. مثلا اگر شخصی صدای بوق ماشین و هر وسیله نقلیه ای را در خیابان نشنود، احتمال اینکه تصادف بکند و یا آسیب جدی به وی برسد بسیاربالا می باشد. ولی در صورتیکه مشکل در شنیدن صداهای گفتاری افراد باشد، به دنبال مشکل ارتباطی برای فرد،‌خود را به صورت سوال نشان می دهد. در این حالت فرد از شما در خواست تکرار گفته هایتان را دارد یا سوالهایی ازقبیل موارد زیر مطرح می شود : چی گفتی ؟ نشنیدم صداتو ! هان ؟ اینو گفتی ؟ و…..
برای اطرافیان اولین نشانه های تشخیص مشکل شنوایی همین سوالها و یا حتی جوابهای اشتباه به سوالات می باشد. این مرحله، مرحله اقدام است که می بایست در اولین فرصت فرد با مراجعه به پزشک گوش و حلق و بینی و چکاب های اولیه پزشکی، جهت ارزیابی های شنوایی به یکی از کلینیک های شنوایی شناسی ارجاع داده شود و شنوایی خود را مورد ارزیابی قرار داده و در صورت لازم و صلاحدید،مراحل توانبخشی شنیداری و تجویز سمعک توسط شنوایی شناس آغاز شود.
آنچه در این میان حایز اهمیت است، این است که مانند تمام سیستم های پزشکی بهتر است برای تشخیص به موقع و اقدام مناسب و به هنگام مشکل شنوایی چکاب های دوره ای جهت ارزیابی کامل سیستم شنوایی قبل از بروز علایم محیطی و بروز مشکل در ارتباط عمومی اکیدا توصیه می شود.
در این بین افرادی که در معرض عوامل پر خطرهستند بیشتر در معرض خطر مشکلات شنوایی قرار دارند؛ مثلادارای سابقه خانوادگی کم شنوایی،‌ ازدواج فامیلی، مشاغل پر سر و صدای صنعتی،‌ بیماریهای زمینه ای چون دیابت، پر فشاری خون،‌مشکلات قلبی و عروقی، مشکلات کلیوی و یا افراد دیالیزی، بیماریهای عفونی،‌بیماریهای ژنتیکی و یا سندرمی، مشکلات اسکلتی و مفاصل و آرتروز، ام اس و….. .
البته ارزیابی های دوره ای شنوایی در تمامی افراد برای تشخیص مشکلات شنوایی

حتی در حد خفیف به تمامی افراد جامعه توصیه می شود.
متاسفانه عدم توجه به اهمیت این مسله باعث شده است که افراد بزرگسال و یا سالمندان زمانی خود به کلینیک های شنوایی مراجعه کنند که زمان برای اقدام توانبخشی موثر از دست رفته است و این فرد نخواهد توانست از ابزار توانبخشی شنیداری یا سمعک به خوبی سود ببرد و این حالت باعث کاهش اعتماد به سمعک و یا متخصص شنوایی می شود و در صورتیکه حتی سمعک دریافت کند،‌ به دلیل اینکه این وسیله را در رفع مشکل شنوایی و ارتباطی کارآمد نمی بیند، از آن استفاده نخواهد کرد و خود و اطرافیان را به دردسر خواهد انداخت.
اینکه دید منفی و یا انکارانه نسبت به مشکل شنوایی خود و یا استفاده از سمعک و روند توانبخشی شنوایی داشته باشیم، دردی از مشکل ما حل نمی‌کند بلکه با تاخیر در تشخیص و یا اقدام موثر به خود ضرر بیشتری می رسانیم.
مشکل شنوایی، یک معضل انفرادی نیست بلکه گروهی و اجتماعی است. از آنجاییکه شنوایی و گفتار و ارتباط همه به هم مثل یک حلقه متصل هستند در نتیجه درصورتیکه شنوایی دچار مشکل شود، گفتار و ارتباط ما هم آسیب می بیند و آسیب این دو با جامعه اطراف ما مرتبط است .
مسئله کم شنوایی مسئله ای نیست که بتوان انکار کرد و یا غم و قصه به دنبال داشته باشد بلکه اقدام سریع و موثر در جهت حل آن می خواهد. در قدم اول می بایست ذهنیت خود را به مشکل شنوایی و سمعک در سطح جامعه تغییر دهیم و قبول کنیم که این وسیله چقدر برای فردی که دچار کم شنوایی شده است حیاتی و ضروری به حساب می آید و همانند هر قرص و دارویی در موقع بروز مشکل پزشکی عمل می کند.
آنچه در سیستم شنوایی باعث شده است که این سیستم پیچیدگی و حساسیت خاصی پیدا کند این است که ما فقط با گوش خود نیست که می‌شنویم، بلکه گوش فقط سیستم ارتباطی است که صدا را به مرکز اصلی سیستم شنیداری یا مغز می رساند. پس در حقیقت ما با گوش خود صدا ها را دریافت می کنیم و این کار مغز ما است که این صداها را تفکیک و طبقه بندی کرده و باعث می شود ما درک کنیم و بفهمیم که این صدا چی بود و به چه معنا است.
در نتیجه ما با گوش می شنویم و با مغز گوش می دهیم و می فهمیم. با این توضیح مسئله کمی باز می شود که چرا افرادی که مدتی است دچار کم شنوایی شده اند به دلیل فقر حسی که در مغز یا مراکز عصبی مرکزی اتفاق می افتد، قدرت درک خود را کم کم از دست می دهند و نمی توانند صداها را به درستی تجزیه و تحلیل کنند. به این مسئله کهولت سن و کاهش

توانایی مغزی با افزایش سن هم اضافه می شود و باعث می شود که فرد سالمند نتواند پس از مدتی از سیستم شنوایی خود حتی با سمعک هم به خوبی استفاده کند. در نتیجه این فرد می بایست با توانبخشی شنیداری ظرفیت شنوایی مغز خود را به مرور زمان بالا ببرد تا مغز به یاد بیاورد زمانی که به خوبی می شنید صداها چگونه بود.
در مورد عوارض غیر جسمانی کاهش قدرت شنوایی افراد بزرگسال باید مد نظر باشد که عوارض روحی روانی کم و یا بد شنیدن بسیار وسیع و گسترده بوده و از موارد کوچک عصبی تا موارد شدید افسردگی ممکن است پیش رود. چرا که کم شنیدن و یا کم درک کردن برای افراد بزرگسال چه در زمان اوج فعالیتهای حرفه ای و چه در افت فعالیتهای فرد و حتی در بازنشستگی بسیار مخرب بوده و می تواند جبران ناپذیر باشد. از اینکه فرد نمی تواند درست با دیگران ارتباط برقرار کند و یا اینکه با پاسخ اشتباه مورد تمسخر و یا خشم دیگران قرار بگیرد، همه و همه تاثیر منفی در روح و روان و یا حتی جسم فرد می‌گذارد که باعث می شود حتی فرد مدتها در مطبهای پزشکی دیگر اعم از مغز و اعصاب و روانشناسی و قلب و یا دیگر موارد سرگردان باشد، تا متوجه شود که ریشه بسیاری از این درد ها و ناراحتی ها به دلیل مشکل شنوایی وی می باشد. در این راستا هرگز هیچ پیش زمینه ذهنی برای خود درست نکرده و با اعتماد به پزشک و ادیولوژیست در راه درست گام بردارید تا به راه حل درست و منطقی برای مشکل شنوایی خود دست یابید.
باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که روند تشخیص و توانبخشی و تجویز سمعک بسیار تخصصی و حرفه ای و دقیق بوده و می باید در این زمینه به افراد متخصص در این حرفه که همان ادیولوژیستها و یا شنوایی شناس ها هستند مراجعه شود و از انتخابهای غیر حرفه ای و یا مداخله افراد غیرمتخصص جدا دوری کرد.
در نظر داشته باشیم که سیستم شنوایی همانند دیگر سیستم های بدن هر انسانی نیاز به مراقب و نگهداری دارد و می بایست از عوامل
بیماری زا و یا پر خطر مثل سر و صدای بلند و یا انواع عفونت ها و….محافظت شود.
بیاییم بیشتر مراقب اعضای بدن خود خصوصا گوش و حواس خود خصوصا شنوایی باشیم و حداقل تنها در صورت افزایش سن و پیری با معاینه های دوره ای در صورت بروز پیرگوشی، به موقع اقدام به درمان و توانبخشی کنیم تا آنجایی که ممکن است کمتر دچار عوارض جسمی و روحی و روانی کم شنوایی شده و از زندگی خود حداکثر لذت را ببریم.

You might also like
سلامتی

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست