بدون دیدگاه

چقدر به مفهوم کلماتی که می‌گوییم فکر کرده‌ایم؟

شاید کمتر کسی بداند واژه نوستالژی زمانی که برای نخستین بار در دنیا به کار برده شد، نوعی بیماری بود. بیماری ای که زمان جنگ در اروپا گریبان سربازهای دور از خانه را می گرفت و آن‌ها را ویران می کرد.
بیماری که درآن زمان روانشناس‌ها از دو واژه یونانی «نوستوس» به معنای خانه و «آلژیا» به معنی غم و درد وترکیب آن «غم وحسرت برگشت به خانه» به کار می‌بردند. با آن که این واژه یونانی است برای نخستین بار یک پزشک سویسی در قرن 17 این ترکیب را ساخت. اما به مرور زمان تنها در کتاب‌ها واصطلاحات پزشکی و روان‌شناسی کاربرد نداشت، بلکه از آن در جامعه و زندگی‌های روزمره هم استفاده شد به طوری که دیگر از نوستالژی برای مرور گذشته به شکل‌های مختلف به کار برده شد.
حدود دهه 80 شمسی و بزرگ‌تر شدن بچه‌های دهه‌ی 50 و 60 بود که واژه نوستالژی نیز در کشور ما کاربردی شد و بسیاری می‌دانستند وقتی از نوستالژی حرف می‌زنیم، منظورمان چیست. اما واژه نوستالژی در ایران و بین مردم تنها یک کاربردش بیشترین استفاده را داشت، آن هم بیشتر مفهوم حسرت گذشته بود و ترس این که دیگر از دهه های 70 به بعد هیچ وقتت نمی‌توانند چنین یادگاری‌هایی از گذشته‌شان داشته باشند و به آن عشق بورزند.
نوع نگاه مردم وجامعه ما به گذشته وچیزهای قدیمی، عکس های قدیمی و… ایراد دارد چون به مفهوم نوستالژی توجه نشده است. سه ایراد در نگاه ما دیده می‌شود: اول آنکه از زمان مشروطه به بعد، نگاه به گذشته به شکلی است که سیاست زده برخورد می‌کنیم ونگاه نوستالژی مان را به بعد و قبل از یک حکومت یا یک اتفاق معطوف کرده ایم.
دومین نگاه به شدت حسرت‌آمیز است وکلا نگاهی به آینده نداریم و با خودمان می گوییم فقط گذشته خوب بوده است. سومین نگاه هم از آن طرف بام افتاده است و در این نگاه براین عقیده ایم که گذشته اصلا قابل قبول نبوده و هر چه گذشته است باید خراب و ویران شود و همه چیز به سمت آینده ومدرنیته پیش برود. از مشروطه تا امروز از این سه‌گانه بیمارگونه نسبت به نوستالژی نتوانسته‌ایم رها شویم.
اما نوستالژی دیگرتنها مفهوم حسرت نیست بلکه نشان دادن یک چارچوب و تصویر واقعی از گذشته است نه فقط حسرت هایش. نشان می‌دهد که دهه گذشته کامل نبوده وآن طور که ما فکر می‌کردیم قوی و درخشان نبوده است. در این شرایط وقتی با یک تصویر 180 درجه‌ای متفاوت وکلی‌گرایانه به گذشته نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم خوبی‌ها وبدی‌ها را باید یک جا ببینیم. از خوبی‌ها لذت ببریم و از بدی‌ها عبرت بگیریم تا در آینده تکرار نشود.
در نوستالژی یک جور امکان ناپذیری در بحث فلسفی وجود دارد و اندیشمندان غیرایرانی که دراین حوزه تحقیق کرده اند بیشتر خواسته‌اند روی یک موضوع خاص آن را بررسی کنند وکسی به سمت برچسب ثابت زدن به مفهوم نوستالژی نرفته وسعی کرده‌اند تا حد امکان از برچسب ثابت به نوستالژی پرهیز کنند. ما هم باید چنین بینشی به این پدیده داشته باشیم و نگذاریم با یک مفهوم ساکن به یک مرداب تبدیل شود. بهتر است از خودمان شروع کنیم.

You might also like
روانشناسی

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست